تبليغاتX
آوای آه
دلتنگ چی هستی؟
 هل من ناصر ینصرنی

                     السلام علی الشیب الخضیب              

                      

 

                      هل من ناصر ینصرنی

که گردش ان به فارسی این است:

آیا کسی هست که مرا یاری کند.

و گردش آن به دل این:

                              آیا کسی هست که من یاریش کنم.

 

کسی که تمام جن و ملک به یاریش شتافتند اما اذن از

وجود مقدسش {حسین علیه السلام} نیافتند.

حال چه شده که دست یاریخواهی به سوی ضعیف ترین وابله ترین

و شقی ترین مردم چون لشکر ابن زیاد دراز کرده.

آیا در اندیشهء پستمان میپنداریم حسین بی یارو یاورمانده

وازسرناچاری کمک میخواهد؟

آیا حسین نمیتوانست با یک اشاره چشم تمام گروه جنیان را

بر سر قوم بیابان گرد شام و کوفه فرو ریزد که نسل کریهشان را

از روی زمین مقطوع کند؟

{او چنین نکرد که حال داغ عقدهء کربلا بر سینهء جنیان است}

آیا حسین نمیتوانست رویش را از کربلا بگرداند تا تنها فترس به پاس هدیه ای که

از حسین گرفته بود تمام آن سرزمین را بر سر آن قوم عرب کرب و بلا کند؟

آیا حسین نمیتوانست به خواهش زمین لبیک گوید تا زمین و زمانشان را

برای همیشه در هم بپیچد؟

به راز خلقت قسم که میتوانست و لعنت خدا بر منکر این حقیقت.

حسین میدانست هر که به سوی او نیاید دیگر وجود ندارد ،

پس هل من ناصر... تنها معنیش نجات بشر فرومایه بود نه چیز دیگر.

و هل من ناصر.... تنها یک گوهر از صدف وجود حسین است هدیه به بشر .

و هنوز هم هستند ابلهانی که هل من ناصر.... را هدیه به حسین میدانند.

 

من حسینم که جهان واله و حیران من است

ابر و باد و مه خورشید به فرمان من است

جد من احمد مختار قریشی نسب است

پدرم حیدر کرار امیر عرب است

مادرم فاطمه خود خلقتتان را سبب است

 

 

|+| فریاد های مهدی در شنبه 1386/11/06  |
 شروعی دوباره
بهم گفت اینجا با خط درشت بنویسم پایان چون خودش دلش نمیاد بنویسه.

ولی واینساد که بگم منم دلم نمیاد.

نه دلم میاد نه دلم میخواد این اتفاق بیفته.

فکر میکنم بهتره یه مدت اینجا متروک بمونه تا شاید صاحبش حالش خوب بشه و دلش برای متروکش

تنگ بشه و دوباره برگرده.

پس :

" تا شروعی دوباره خدانگهدار "

 

|+| فریاد های مهدی در شنبه 1386/08/12  |
 اعوذ با الله من نفسی
 

داری قلمم رو ازم میگیری.ذهنم رو تسخیر کردی

هدفت چیه؟

میدونم میخوای بهم بگی قدرت مبارزه با دل و نفسم تنها محدود به مانور فکرم

با قلم و کاغذه .

آره دقیقا همینم.

دارم تلافی عقده هام و مشکلاتی که تو برام درست میکنی رو،رو انگشتام

با نوشتن خالی میکنم ،بازم گلی به جمال انگشتام که جلوی تو و این پیکر خاکی و پستم

ایستاده و مقاومت میکنه.

چند وقته خوب داری میتازونی هرغلطی دلت میخواد میکنی ،

پا رو قانون عاشقی گذاشتی و عاشق شدی از نردبونی که تو نفس برات گذاشتن

خوب بالا رفتی ولی نمیدونی !!!

نمی دونی که این نردبون جادوت میکنه!

خیال کردی هر چی به سر نردبون نزدیکتر میشی بالاتر رفتی و داری اوج میگیری
حس پرواز بهت دست داده هان!

خوب پس بذار بهت بگم :

هر قدم که از این نردبون بر میداری یعنی داری سقوط میکنی

داری میری تو اعماق کثافت بهت گفتم نردبون جادوئیه نفهمیدی.

منظورم همین بود که بر عکس همهء نردبون ها که ازشون بالا میری و به

مقصد و اوج خودت میرسی این یکی بالا رفتنش و به اصطلاح اوج گرفتنش

سقوطت تو پست ترین جایگاهیه که روح یک انسان میتونه باشه

یعنی کمال حقارت و حیوان بودن.همینو میخواستی دیگه .

خوب البته برا تو هیچ فرقی نمیکنه که دلی باشی در سینهء یک انسان و یا

دلی در سینهء یک حیوان

تو تنها منظورت تپیدنته حالا خواه به وسیلهء انسان و خواه حیوان.

با تو بودن و گوش به تو دادن داره منو میکشه پایین داره خوارم میکنه داره پستم میکنه

برات فرقی نمیکنه این اوج گرفتنم یعنی صعود به انسانیت یا سقوط به حیوانیت.

از یکی شنیدم که :

در نگاه کسانی که پرواز نمیدانند هر چه قدر اوج بگیری کوچیکتر خواهی شد

و تو همون نگاهی هستی که اوج گرفت در اون یعنی کوچکتر شدن .

 


|+| فریاد های مهدی در چهارشنبه 1386/07/25  |
 حضرت علی(ع)

      

                     السلامٌَُُُ عليک ايها النبأ العظيم

 

          السلام علي قسيم الجنه و النار

 

شهادت حبل المتین،شیر خدا،ساقی کوثر،وارث رسول ،دلیل خلقت مخلوقات،

حضرت علی ابن ابیطالب(علیه السلام) بر تمامی ذرات هستی تسلیت باد.

 

جایگاه مولانا امیرالمومنین علی(ع) درجهان هستی:

 

شناخت كامل اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست .

رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرماید :((يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا))

((اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من))

جایگاه علی(ع) در عالم هستی به گونه ایست که باری تعالی

در ابتدای خلقت به ملائک و زمین و آسمان و دریا

اعلام كرد كه آفرينش شما و آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است

که اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ،

مصباح پايگاه آفرينش شد

وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

(( لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك..))

روزی حضرت جبرییل در مسجد رو به پیامبر(ص) فرمود:

علی ابن ابیطالب(ع) درعرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود.

- توبهء آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد،

با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد.

- نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد.

- خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت.

- پیامبر(ص) صورتی از خدا خواست تا در هنگام سخن گفتن با خدا به آن

نگاه کند و خدا امر کرد که به صورت علی بنگر و به راستی که او صورتی

از نور من است پس صفت وجه الله تنها شایستهء اوست.

- زمان معراج درعرش الهی پیامبر(ص) بوی خوشی احساس کرد .

خدا وند پرسید ایا این بو برایت آشنا نیست؟

حضرت فرمود به خدا سوگند وقتی علی بر دوش من بتهای کعبه را می انداخت

این بو از کف پای علی به مشام من میرسد.

- وهنگامی که علی از ضربت شمشیر ابن ملجم (لعن ا...)به زمین محراب افتادند

جبرییل بین زمین آسمان فریاد زد:

((تهدمت والله ارکان الهدی و انطمست اعلام التقی و انضمت العروه الوثقی

 قتل ابن عم المصطفی قتل علی المرتضی قتله اشقی الاشقا.))

سوگند به خدا استوانه های هدایت ویران شده و نشانه های بزرگ تقوی تاریک گردید

و دستگیره محکم ایمان شکسته شد پسر عموی مصطفی کشته شد علی مرتضی کشته شد

 او را شقی ترین اشقیا کشت))

 

 

مظلومیت علی از ابتدا تا کنون:

 

مظلومیت علی ۲۵ سال خانه نشین شدنش محض حفظ اسلام بود.

مظلومیت علی سرگذشت فاطمه (س)و ۱۱ فرزندش بود.

مظلومیت علی گریه های نیمه شبش در حلقوم چاه نخلستان بود.

مظلومیت علی فرق شکافتهء علی بود.

مظلومیت علی (ع) ۶۳ سال محصور شدنش در حصار تن به خاطر بشر بود.

مظلومیت علی ((فزت ورب الکعبه)) بود .

واکنون مظلومیت علی ما به اصطلاح شیعیان هستیم.

علی مورد ظلم شیعیان نیز هست.

با نام شیعه گناهها که مرتکب نمیشویم ،ظلمها که نمی کنیم ،به نام صلح

دست در دست دشمن علی  میگذاریم. علی حتی در حکومت و قدرت طلبی

ما نیز جای دارد،مصلحت مملکت را در دوستی با دشمنان علی میدانیم.

عدل علی را کوره راهی برای ظلم به مردم کرده ایم،

بیت المال میخورییم میگوییم علی وار، انسان میکشیم برای حفظ دین با صدای یا علی،

برای رسیدن به حکومت علوی آبروها میریزیم،نفسها میگیریم،خانه ها ویران میکنیم.

و این است معنی و تفسیر نهج البلاغهء علی در سرزمین ما.

وای بر ما...............

 

 

به راستی که علی جز علی نیست.

 

آیا کسی بود و هست و خواهد آمد که او را بشناسد؟

آیا از پس غروبی با فرقی شکافته طلوعی خواهد آمد که ذرات چکیدهء خون

آن زخم را برای شب گردان به اصطلاح عاشق و به ظاهر ساجد تفسیر کند

و رنگی از آن را بر چهره های چروکیده از گذر قرنها بکشد.

و تو !ای شیعه

توکه نامی از او را بر گردن داری.

آیا تا به حال آن نام را جستجو کرده ای و قلبی را برای او به تپیدن واداشته ای

تا در هر قرن لااقل یک بار با ضربانش او را صدا کند و او را بخواهد

و او را بخواند ویا ....

یا آنکه آن خون های چکیده بر سجاده را در حصاری با رنگ قرمز محدود کرده ای

تا آن را همان گونه که به دستت داده اند و سالها با آن گریه های سرد کرده ای

به دست دیگری بدهی تا فقط وجدانت را آسوده کنی و اگر اینگونه است

وای بر تو .

وای بر تو. به جای آنکه در این سالها اشکهایت با لطافت مرهمی بر زخم مظلومیتش

 باشد با شوریش نمکی بر زخم اوست که هفت پشت از اسمان بر شوریش

خواهد سوخت و تو را با خشم در آتش آن خواهد سوزاند

و سزای ظلم تو جز این نیست........

 

                                     من علی را در شب تاریک در کوی مسیر

                               از صدای قیل و قال اردکان خواهم شناخت

                                از صدای پای مردی در دل تاریک شب

                                بر در متروکهء افتادگان خواهم شناخت

                                                                                (سلیم)

 

|+| فریاد های مهدی در یکشنبه 1386/07/08  |
 می خواهم تا که برسی؟
 

آرزوهام به کنار، دلم به کنار،اصلا تمام من به کنار.

از خودم نمی نویسم،از دلمم نمی خوام حرفی بگم،فقط از تو میخوام بگم.

هرچی هست از تو وهرچی باید باشه برای تو.

میخوام بگم از تو، از تو تنها نه، از تو با اون:

 

میخوام من همه دعا بشم تا نازنین اجابتت بشه .

من همه خاک راه بشم برای رفتن تا تو برسی.

من همه رفتن بشم کفاره برا پاکی برگشتنش.

من همه گناه بشم درآتش بسوزم تا تنها راه باقی بهشت چشماش برا تو باشه.

از نگاه خورشید عرق شرم دریا بشم ،رو پیشونی آسمون،

تا بارونی پر از پاکی بشم برای غسل تعمید نازنینت.

من بمیرم بقای عمرتو در دل نازنین.

 

می خوام به دنیا  هم التماس کنم

دنیا با توام !

حالا تو بگو؟

بگو قیمتت چنده؟

چند می گیری دست آلودهء کثیفت رو از تقدیرشون بیرون بکشی؟

اصلا توقول بده بیرون میری من هرچقدر خواستی

نه حتی بیشتر ازنیازت می پردازم.

یه نفس باید برات کافی باشه ،بیشتر از این ندارم بگیر ،فقط برو.

خواهش میکنم گمشو.

 

 

 

نوشته های بالا حرفای دل منه .

نه! اشتباه نکنید من هنوز با دلم خوب نیستم ،این حرفارو داشت تو خواب میزد

میدونید که تو خواب گاهی می شیم مثل یه نوزاد پاک و معصوم ،

اون وقت از بین هزیون هایی که می گیم صادقانه ترین حرفا رو هم میزنیم.

این حرفا هم حرفای دل من تو یکی از اون خوابهاست

که از بین هزیونهاش متوجه شدم،چون دیدم پاک وصادقانه ست

گفتم تقدیمش کنم به یه عزیز مهربون که بدونه خیلی دلم میخواد

دستشو تو دست نازنین ببینم.

|+| فریاد های مهدی در سه شنبه 1386/06/20  |
 حرفای دل و من
دل: کسی اینجا هست؟؟؟؟                                           

آهای ....الو........!!!!!!!!!

من:  هان دوباره چته؟

برو  اصلا حالم خوب نیست حوصلهء تو یکی رو ندارم.

دل:  اومدم یه چیز بگم و برم باید گوش کنی؟

من:  حواستو جمع کن.ما اینجا ،باید،نداریم می تونی خواهش کنی ،شاید گوش کردم.

باشه تو گوش کن.                                   

خوب بنال.

اومدم بگم دیگه بریدم،دیگه نمی تونم تحمل کنم.

چیو نمیتونی تحمل کنی؟

همین کم محلیاتو،بی خیالیاتو همین که بعضی وقتا

خودمو خفه میکنم تا به حرفام گوش کنی ولی نمیکنی.

آخه چرا تا کی ؟

آهان !خوب دلیل داره. میخوام ببینم چقدر می تونم باهات بجنگم.

اصلا تا حالا هزار بار به حرفات گوش کردم حالا دوبار هم گوش ندم چی میشه؟

اینم برا اینه که داره حالم ازت بهم می خوره.

راستی!ببینم اصلا اینجا کی اربابه من یا تو ؟

خوب تو.

کی اینجا عضوه کوچیکتره؟کی جزئی از کله؟


خوب من.


آهان پس کی باید به حرف کی گوش کنه؟


معلومه تو

 
ای روتو برم.خیلی پررویی.

یکی دیگه تو رو ساخته یکی دیگه اربابته اون وقت تو روت از همه بیشتره.

 

ببین! قدرتش رو دارم و می تونم .

اون که منو ساخته و جزئی از تو قرارم داده رگ خوابتم

بهم یاد داده.اگه می خواست تو به حرفام گوش نکنی

خوب این کارو نمی کرد.

پس بدون تو باید به حرفام گوش کنی .بدون من هیچی و

نمیتونی زندگی کنی.

خفه شو.                                                                                                            

بدبخته بیسواد! چیزیو که نمی دونی سرش بحث نکن.

اگه می خواست من زیر دست تو باشم خوب چه مرضیه، تو رو می ساخت

منو می کرد عضوه تو. یعنی یه دل می ساخت آدمو میکرد تو اون.

حالا بهت میگم چرا این کارو نکرده:

اون منو دوست داشت که ساخت اون منو دوست داشت که یه دل سرکش مثل تو رو

گذاشت سر راه من تا منو باهاش بسنجه.

خوده تو اگه کسی برات مهم باشه و دوستش داشته باشی حتما یه جوری که نفهمه

امتحانش میکنی مثلا یکی رو می فرستی سر راهش تا ببینی عکس العملش چیه؟درسته؟

آره خوب .

حالا اگه ببینی محبوبت میره طرف اون کسی که گذاشتی سر راهش اون وقت چیکار میکنی؟

معلومه ولش میکنم .نه اول میرم یه تف تو صورتش میندازم

یه چکی هم بهش میزنم بعد ولش میکنم.

 

خوب جونور وحشی! حالا دیدی که امتحان لازمهء شناختن و شناسوندنه.

اون که تو رو ساخته و گذاشته سر راه من هم همینطور. با این تفاوت که :

اولا اون هیچ احتیاجی به شناخت من نداره چون سازندهء منه و

فقط می خواد من خودمو بشناسم.

دوما اون مثل تو یه بار امتحان نکرده و بعدش همه چیز تموم،

تا اونجا که یادم میاد بیشتر از صد هزار بار با روشهای مختلف

منو امتحان کرده هر بارم من سوتی دادم ولی اون ولم نکرده .

البته بعضی وقتا اونم از روی علاقه اش تنبیهم کرده ولی باز

خودش دستمو گرفته و بلند کرده .

با این حساب بگو باید به حرف کدومتون گوش کنم تو یا اون؟

من گوشم به این حرفا بدهکار نیست .همینو بگم که

بدونه من ذلیل و خواری.

باشه، اگه تا حالا از هر هزار تا حرفت فقط دوتاشو گوش نمی کردم

حالا بشین تا گوش نکردنها رو بیشتر ببینی.

باید حالیت کنم من اربابتم واین تو هستی که باید بردهء من باشی.

یه قولی هم میدم:

اگه تو بردی، من از آفریننده و سازندهء خودم دیگه هیچی نمی خوام.

البته بگذریم که اون به حدی بزرگه که برا بخشش نعمتهاش صبربه گفتنه من نمی کنه.

مثلا همین نفس که بهم بخشیده ،اگه برا هر دم و بازدم صبر میکرد

تا من ازش بخوام تا حالا میلیون ها بار مرده بودم.

 

باشه تو اینطوری فکر کن ولی باز می بینی که من برترم .

 

حتما  می بینیم.

 

|+| فریاد های مهدی در شنبه 1386/06/10  |
 نیمه شعبان
                                      السلام علیک یا فارس الحجاز

                                                     یاصاحب الزمان


ولادت با سعادت منجی عالم بشریت، جان جهان، قطب عالم امکان

یوسف غایب فاطمه، گل خوشبوی نرگس،

خوار چشم دشمنان (از قابیل و فرعون و ابو بکر و عمر و عثمان تا معاصرین )


حضرت ولی عصر بقیه الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء

بر تمامی ذرات هستی

(چه جاندار و چه بی جان چه مسلمان و چه غیر مسلمان

خواه انسان خواه جن خواه فرشته)

مبارک باد.


در نمازم خم ابروی تو یاد آمد 

حالتی رفت که محراب به فریاد آمد


دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود


تاریخ نیمه شعبان:
ولادت با سعادت صاحب الزمان (ایشان پس از ولادت رو به قبله به سجده افتاده و انگشتان سبابه را به آسمان بلند کرده و گفتند: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له...........)
روح القدس در این روز آن حضرت را برای غیبت صغری رو به آسمان برد.
این روز همچنین پایان غیبت صغری و آغاز غیبت کبری نیز می باشد. 


خدایا !
         (( عجل لولیک الفرج))

                      

|+| فریاد های مهدی در سه شنبه 1386/06/06
 
شده تا بحال دلت بگیره؟

خسته باشی حال و حوصلهء کسی رو نداشته باشی؟

وقتی که همه چیز رو اعصابت باشه!

آدما با کاراشون و حرفاشون ،خیابونا با صداشون ،خونه ها با قیافشون،

درختا و گلها با نیش خنداشون. روز با خورشیدو نورش، شب با ماه و ستارش.

 واصلا همه چیز و همه کس حتی خودت با حرفای دلت،

از گوشات عصبانی برا شنیدن از چشمات خشمگین برا دیدن ، از پاهات خسته برا

رفتن............

همه و همه  رو اعصابت گرگم به هوا بازی کنن


 

نگو تا حالا اینجور نشدی.

تو اون حال چی کار میکنی؟

یه گوشه میشینی و با صدای قمیشی یا با حرفا و صدای مخملی داریوش

میری تو لک و میخوای خودتو خفه کنی.


 

آخ که چه حالی میده مخصو صا اگه دو قطره اشکم چاشنی کنی اونوقت حالت میشه

عین یه ماهی دور از آب یا یه پروانه دور از گل یا ............

 

اون موقع بشین قشنگ فکر کن ببین چرا انقدر غمگینی.

چی شده یا چی باید میشده که نشده و حالا خورده تو حالت.

کسی و می خواستی ببینی نشده،کاری می خواستی بکنی جور نشده

و یا کلی از این مشغله ها که تو زندگی ما کم نیست و

هر کسی به مقتضای سن و موقعیتش با موضوعات مختلف با اونا  درگیره.


 

به همش که قشنگ فکر کردی با اهنگها که قشنگ اشک ریختی.

حسابی که خودتو خوردی وبعد از تمام  بدو بیراهها فحش و دری وری ها

که تو دلت به باعث و بانی مشکلت دادی :

خیلی راحت در کمال خونسردی یه نفس عمیق بکش یه مشتم تو بالش زیر دستت بزن

 بعد همین راهو که رفتی یا یه راه تازه تر.... دوباره .

این یعنی یه آدم نرمال که مشکلات رو به هیچی حساب نکنه.


 

فقط اینو بهت بگم :


خدا به تعداد مشکلات رو بروت راه حل گذاشته حتی یه دونه راه هم اضافه تر

یعنی (مشکلات=راه حل+1)


 

اینم برا فیلسوفایی  که هنوز نگرفتن چی میگم، کاملا کتابی و ساده :

عزیزم!


             خلقت تو به گونه ای است که

            همیشه یک قدم از مشکلات جلو تر باشی.

 

 

پس با اعتماد به نفسی  که مخلوق مبتکرترین خالقه حرکت...

به خدا میشه اگه نشد بیا پیش خودم دوتایی بشینیم به نظام خلقت شک کنیم به شرطی که:


                  هدفت باید درست باشه و راهش از اون درست تر.

 

 

|+| فریاد های مهدی در یکشنبه 1386/06/04  |
 
سلام

می خوام باهات صحبت کنم کی می تونی؟.................

چرا لبات آویزون شد؟ نکنه وقت نداری؟

باشه هر جور راحتی! ولی...

یادم میاد چند سال پیش که تقریبا هر روز می دیدمت تمایلت برا حرافی بیشتر بود.

یادته می گفتی:

((وقتی بعد از بد مستیام یادم میفته که  بازم عهد شکستم و گند زدم

از ناراحتی دیوونه میشم همش می خوام با یکی درد دل کنم تا سبک شم)) الان چی؟

هنوزم همونطوری هستی یا...........

آخه میگن دیگه گند کاری و عهد شکنی اونقدر برات عادی و راحت شده که

اصلا بهش فکر نمی کنی ...

تا کی؟

تا کی می خوای مثل گاو سرت رو بندازی پایین و به روی خودت نیاری که

 چه غلطی کردی؟

...هان بهت برخورد گفتم گاو؟

قهر نکن حالا حالاها کارت دارم

کجا؟

نرو........

با توام.تا کی می خوای تا دو کلام حرف حساب می شنوی در بری؟

می دونی چیه ؟

می خوام از خونم بندازمت بیرون. اینکارو میکنم.

یه قول نومه ساده که بیشتر نیست ،پارش میکنم می ریزم دور که بری گمشی هر جا خواستی.

هری................

.

|+| فریاد های مهدی در سه شنبه 1386/05/23  |
 مقدمه ای بر بازگشت
چطوری؟

ما رو نمی بینی خوشی؟


آره بازم منم!


ولی این بار شرمندتم چون:


اومدم تا خوارت کنم اونقدر که
:

اشکت در بیاد و آبروت بره یا اینکه درست بشی و به حرفام گوش کنی.

هوی! بی ریخت نمی شنوی یا خودتو زدی به کری!
                                               
هوی دل صاحب مرده!با توئم 

   
جواب نمیدی؟


آدمت میکنم  ........................ 


 

|+| فریاد های مهدی در پنجشنبه 1386/05/18  |
 
 
بالا